تبلیغات
وبلاگicon
.:: فرهنگ پایداری - کانون فرهنگی نورباران ::. - باباجان زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا

.:: فرهنگ پایداری - کانون فرهنگی نورباران ::. - باباجان زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا

معرفی شهدا و زنده نگه داشتن فرهنگ پایداری وظیفه ایست که در قبال شهدا داریم

امیدواریم کار کوچکی در قبال جانفشانی های شهدا و جانبازان و همه ی رزمندگان باشد,
.:: شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگزپایان نخواهد یافت ::.
کانون فرهنگی بسیج نورباران
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات

عضویت

نظر سنجی

کتاب الکترونیکی بعدی از کدام شهید باشد؟








امکانات دیگر


 

حمایت میکنیم

-------------------------------------------------- -------------------------------------------------- -------------------------------------------------- سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com -------------------------------------------------- عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir -------------------------------------------------- پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون -------------------------------------------------- --------------------------------------------------

 

تبلیغات


 

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود ؛ شناختن مرد از نامرد آسان می شود ، پس ای شیپورچی بنواز . شهید مصطفی چمران
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ورود
موضوع: مطالب ویژه | نویسنده: labeik ya s.a.kh
شهید محمد اصغریخواه، فرمانده گردان كمیل لشكر قدس گیلان بود كه در 9 فروردین ماه 1367 در عملیات والفجر 10 به شهادت رسید.

همسرش در خاطراتی كه از این شهید بیان می كند، آورده است: توی صحبت های مقدماتی قبل از ازدواج قول پنج سال زندگی رو بیشتر به من نداده بود. اواخر كه به شش سال رسیده بود به رُخ می كشید و می گفت: « خلف وعده كردم. (كول دار بون آغوز پیداودی) یعنی زیر درختی بی ثمر، گردو پیدا كردی.»

ثمره این ازدواج دوفرزند به نام های «سجاد و سوده» است كه یقیننا در حال حاضر به یك زن و مرد كامل تبدیل شده اند.
حضور پدر در صحنه های نبرد باعث شده بود كه كودكان دلشان برای بابا بیشتر تنگ بشود و برایش نامه بنویسند. این خطوط سطرهای از نامه آقا سجاد به پدرش است كه با دست خط خود آن را نوشته است.

یكی از همرزمان شهید اصغریخواه می گوید:

« برای اولین بار بود كه پسرش براش نامه نوشته بود. با افتخار نامه رو می خوند و به ماها كه مجرد بودیم می گفت: "شما ها چه می دونید متاهل بودن یعنی چی؟ ببینید پسرم برام چی نوشته؟ " او چندین بار نامه رو خوند و گریه كرد.

 * متن نامه سجاد به پدرش:

به نام خدا

خدمت پدر بزرگوارم سلام

امیدوارم كه حالتان خوب باشد. باباجان من و سوده دلمان برایت تنگ شده است. زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا و ما را بیرون ببر زیرا از وقتی كه شما به جبهه رفتید مامان ما را هیچ جا نبرده. من همیشه به مدرسه و سوده به كودكستان می رود. ما همیشه سفارش شما را به یاد می آوریم. باباجان من به شما قول می دهم كه پسر خوبی و مانند شما دلیر باشم و نمرات خوب بگیرم.

خدانگهدار شما پسرت سجاد

متن نامه

برچسب ها: باباجان زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا ، نامه سجاد به پدر آسمانیش ، نامه پسر شهید به پدرش ، فرهنگ پایداری ، کانون فرهنگی نورباران ، مسجد نورباران ، مطالب ویژه ، خاطرات جنگ ، خاطرات شهدا ، خاطرات دلنشین شهدا ، شهدا ، بسیج مسجد نورباران ، تصاویر ، جملات شهدا ، جملات ، جملات شاخص ، خاطرات طنز ، جملات شاخص شهدا ، جملات شهدای اصفهان ، سخنان شهدا ، شهید ، شهدای اصفهان ، خبرنامه فرهنگ پایداری ، ارسال ایمیل شهدا ،




 
آخرین کتاب الکترونیکی تولید شده
چشمانی به وسعت آسمان