تبلیغات
وبلاگicon
.:: فرهنگ پایداری - کانون فرهنگی نورباران ::. - برخورد با منافقین یا جریان انحرافی چپ نماها

.:: فرهنگ پایداری - کانون فرهنگی نورباران ::. - برخورد با منافقین یا جریان انحرافی چپ نماها

معرفی شهدا و زنده نگه داشتن فرهنگ پایداری وظیفه ایست که در قبال شهدا داریم

امیدواریم کار کوچکی در قبال جانفشانی های شهدا و جانبازان و همه ی رزمندگان باشد,
.:: شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگزپایان نخواهد یافت ::.
کانون فرهنگی بسیج نورباران
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل
تبلیغات

عضویت

نظر سنجی

کتاب الکترونیکی بعدی از کدام شهید باشد؟








امکانات دیگر


 

حمایت میکنیم

-------------------------------------------------- -------------------------------------------------- -------------------------------------------------- سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com -------------------------------------------------- عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir -------------------------------------------------- پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون -------------------------------------------------- --------------------------------------------------

 

تبلیغات


 

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

هنگامی که شیپور جنگ نواخته شود ؛ شناختن مرد از نامرد آسان می شود ، پس ای شیپورچی بنواز . شهید مصطفی چمران
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ورود
| نویسنده: labeik ya s.a.kh

 برخورد با منافقین یا جریان انحرافی چپ نماها

 پس از شهادت كاظم ذوالانوار مجید وارد مركزیت شد و پس از شاخه ای شدن سازمان، مجید در رأس یكی از شاخه ها و رضا رضایی در رأس شاخه دوم و بهرام آرام تصدی شاخه سوم را عهده دار شد.

فردی به نام تقی شهرام كه در سال ۱۳۵۰ دستگیر شده و در زندان ماركسیست شده بود در سال ۱۳۵۲ توانست از زندان ساری بگریزد و به سازمان مجاهدین بپیوندد. شهرام فردی خود خواه و خود را برتر از همه می شمرد و حس خودبزرگ بینی در او به نحو بارزی خودنمایی می كرد. شهرام پس از شهادت رضا رضایی كه در رأس یكی از شاخه ها قرار داشت، توانست به جای او وارد مركزیت شود. نامبرده كه تا آن موقع ماهیت خود را مخفی نگه داشته بود، به مرور بهرام آرام را نیز هم عقیده خود نمود و او را ماركسیست نمود. آنگاه شروع به جمع آوری جزوه های قرآن و نهج البلاغه در شاخه خود و سپس شاخه بهرام آرام نمود و به جای آن در مهرماه سال ۱۳۵۳ جزوه های ماركسیستی یا "جزوه سبز آموزشی" را منتشر نمود.

این جزوه قطور تحت عنوان، "بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیك سازمان مجاهدین خلق ایران" كه ماركسیست شدن سازمان را اعلام می نمود منتشر شد. در این مقاله یك سلسله اشكالات به مذهب در مركزیت سازمان قرائت شد و مجید ضمن اعتراض به كار آنها پذیرفت كه به این اشكالات پاسخ دهد. به شرط آن كه تا قبل از پاسخگویی، این مطالب در بین اعضای شاخه ها پخش نشود كه آن ها هم به ظاهر قبول كردند.

مجید به نقد و بررسی محتویات جزوه مزبور پرداخت ولی با عدم توجه سردمداران جریان اُپورتونیستی (چپ نماها) مواجه گردید. آن گاه در شاخه خود به نقد و بررسی و نقاط ضعف آن جزوه و این كه هدف نهایی از انتشار این جزوه چیست پرداخت. به این امید كه شاید بتواند سردمداران را با بحث و گفتگو، متقاعد به خروج از سازمان نماید. ولی جریان انحراف بیش از حدی بود كه مجید تصور می كرد زیرا سردمداران برخلاف قول خود جزوه سبز را بین اعضای شاخه های خود منتشر كرده بودند بدون آنكه مجید از این خلاف كاری آگاهی داشته باشد ولی چندی بعد مجید توسط مرتضی صمدیه لباف یكی از مجاهدین مسلمان، از جریان آگاه شد. در ادامه این جریان در آذرماه سال ۱۳۵۳ مقاله جدیدی به نام "پرچم مبارزه ایدئولوژیك را برافراشته تر سازیم" با توجه به مخالفت شدید مجید در نشریه داخلی سازمان منتشر شد. در برابر اعتراض مجید، تقی شهرام و بهرام آرام به جای پاسخگویی بر او سخت گرفتند و او را در محدودیت قرار دادند و با فرستادن یكی دو جاسوس به شاخه مجید از كارهای او با خبر شدند.

پس از مدتی مجید به این نتیجه رسید كه امكان هیچگونه تفاهمی از طریق بحث و گفتگوی سیاسی درون گروهی وجود ندارد. سپس هرگونه همكاری با آنان را از جمله پیشنهاد رفتن به اصفهان و پذیرفتن مسئولیت شاخه آنجا و یا پذیرفتن مسئولیت خارج از كشور را رد كرد.

و گفت "چون با شما وحدت ایدئولوژیك ندارم نمی توانم وحدت تشكیلاتی داشته باشم چرا كه وحدت تشكیلاتی در رابطه با وحدت ایدئولوژیك امكان پذیر است و من به هیچ وجه دستورات شما را به عنوان دستورات سازمانی تلقی نخواهم كرد."

تصمیم به انشعاب

 رویدادهای فوق مجید را به فكر چاره جویی انداخت و بالاخره در این بین مجید و صمدیه لباف تصمیم گرفتند كه گروهی جداگانه تشكیل داده و اعضای مسلمان را از دستبرد عناصر ماركسیست در امان دارند. لذا شروع به جمع وجور كردن و صحبت با بچه های مذهبی كردند و صمدیه لباف از طریق یكی از افراد به نام سیف اله مقداری اسلحه و مدارك سازمان را نیز به دست آورد.

این جریانات توسط عناصر جاسوس به آگاهی شهرام و آرام می رسید و مركزیت ماركسیسم تصمیم می گیرند كه این دو فرد مؤثر را از میان بردارند تا مبادا نقشه آن ها در جهت نابودی سازمان مجاهدین و افراد را میان ماركسیست شدن یا در چنگال پلیس گرفتار كردن، عملی نشود.
برچسب ها: برخورد با منافقین یا جریان انحرافی چپ نماها ، شهید شریف واقفی ،




 
آخرین کتاب الکترونیکی تولید شده
چشمانی به وسعت آسمان